مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

708

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

يا « ثابت » است . » عمرو بن امية الضمرى را نزد نجاشى پادشاه حبشه فرستاد و او ايمان آورد و اسلام پذيرفت . حاطب بن بلتعه را نزد مقوقس پادشاه قبط و اسكندريه فرستاد و او پاسخ داد كه قبطيان در متابعت او از من پيروى نمىكنند و من از پادشاهى خود هراس دارم . پس ماريهء قبطيه - مادر ابراهيم فرزند پيامبر - را به همراه يك غلام خصى و هزار مثقال طلا و بيست جامه نزد حضرت فرستاد و به حاطب نيز مال بسيار بخشيد . سپس پيامبر علاء بن الحضرمى را نزد منذر بن [ ساوى ] پادشاه بحرين فرستاد و او اسلام آورد . سليط بن عمرو را نزد هوذهء حنفى فرستاد و او به نيكى و خوشى آن را رد كرد . شجاع بن وهب را نزد حارث اصغر - كه حارث بن ابى شمر غسانى پادشاه دمشق بود - فرستاد و او با وى به خوارى رفتار كرد ، و نامه‌اش را به خاك افكند . پيامبر گفت : « پادشاهيش از ميان رفت ! » و در اين سال بود جنگ ذى قار و داستان آن پيش از اين گذشت . سپس سال هشتم هجرت فرا رسيد و اين سال سال استوا بود . و سريّهء غالب بن عبد الله را نزد بنى ملوّح فرستاد كه با ايشان جنگ كرد و كشت و اسير گرفت و نعمت بسيار و گوسفندانى با خود حركت داد . فرياد قوم به جنگ خواهى برخاست . ناگاه ، وادى قديد بىهيچ ابر و باران پر از سيل گرديد و ميان او و آن فريادها فاصله شد . ايشان همچنان ايستاده به دو مىنگريستند و آنها غارت و نهب خود را مىبردند . سپس سريّهء شجاع بن وهب را فرستاد كه به سوى بنى عامر رفت و هيچ آسيبى نديد . سپس كعب بن عمير را به ذات اطلاع فرستاد . سپس غزوهء مؤته بود در شام . داستان مؤته گويند پيامبر ، حارث بن عمير را به عنوان پيغامگزار نزد بنى شرحبيل بن عمرو - كه كارگزار هرقل بود - فرستاد . پيغامگزار پيامبر كشته شد و جز او هيچ پيغامگزارى از پيغامگزاران پيامبر ، كشته نشده است . پس پيامبر سه هزار مرد به سوى او فرستاد و سركردگى ايشان را به زيد بن حارثه داد كه اگر او از ميان رفت جعفر بن ابى طالب و اگر او از بين رفت عبد الله بن رواحه ،